اينك فاطمه عليهاالسلام فدك را رها كرده و ديگر سخنى از آن نمى‏گويد. يكى از زنان به عنوان عيادت نزد حضرت آمد، ولى از نظر گرايش به سمت دشمن متمايل بود. حضرت به عنوان آخرين سخنى كه درباره‏ى فدك بر زبان آورده به او چنين فرمود:
آنگاه كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت ابوبكر و عمر با جرأت تمام فدك را گرفتند. آه كه چه ملك (بابركتى) بود! فدك اعطايى پروردگار بلند مرتبه به پيامبر مناجات‏كننده‏ى با خدا و وفادار بود كه آن را براى قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشيده بود. اين مطلب را خدا مى‏دانست و امين او شاهد بود. اكنون اگر قوت زندگى را از من به زور گرفتند و لقمه‏ى مختصر را هم از من مانع شدند، من صبر بر اين ظلم را باعث تقرب به درگاه الهى در روز قيامت مى‏دانم، و خورندگان آن به ظلم، آن را شعله‏وركننده‏ى حميم در شعله‏هاى جهنم خواهند يافت.
اين مجموعه، اقدامات دقيقى بود كه پس از غصب فدك انجام گرفت. برنامه‏ى آن از مقام عصمت داده شد و مجرى آن هم خود اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام بودند.
اين خط سيرى كه به ثمر رسيد نتيجه‏اش براى آينده‏هاى بلندمدت تشيع باقى ماند كه تا هميشه كلامش سكه‏ى تمام عيار است چرا كه كلام على و فاطمه عليهماالسلام است، و به همين جهت دشمن عاجزتر از آن است كه با تلاشهاى مذبوحانه‏ى خود بخواهد از غاصب فدك دفاع كند و يا باطلى كه خود از به ميان آوردنش پشيمان شده دوباره احيا كند. كلام فاطمه و على عليهماالسلام نور است و سخن دشمن ظلمت و تاريكى، و پيداست كه ظلمت در مقابل نور محوشدنى است.