چون در برابر دفاعيّات فاطمه عليهاالسلام درمانده شدند، شيوه‏ى منزوى كردن على عليه‏السلام را در پيش گرفتند و بخشنامه صادر كردند كه:
«براى حفظ وحدت مسلمين كسى حديثى نخواند، مردم فقط قرآن بخوانند»
تا فضائل فاطمه زهرا عليهاالسلام مطرح نشود.
تا فضائل عترت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله زبان به زبان نگردد.
تا فضائل على عليه‏السلام نقل نشود و آرام آرام فراموش گردد.
و دستور دادند كه احاديث نوشته شده را بسوزانند، محو و نابود كنند.
عائشه مى‏گويد: در منزل 500 حديث نوشته شده داشتيم، پدرم ابابكر آنها را در وسط حياط آورده و آتش زد(1)
و چون عبداللَّه مسعود، كاتب وحى به بخشنامه توجهى نكرد و حديث براى مردم خواند آنقدر او را زدند تا دنده‏هاى او شكست. (2) سياست منع نقل حديث، يا حديث سو
زان تنها براى اين هدف شوم بود كه بتدريج مردم احاديث رسول خدا را فراموش كنند و فضائل و مناقب عترت را از ياد ببرند تا:
در روشهاى دروغين حكومت آنها، كسى دخالت نكند و نگويد مخالف فلان حديث پيامبر است. ارزش‏ها و فضائل اهل‏بيت عليهم‏السلام و على عليه‏السلام را كسى مطرح نكند.
حماسه‏ى غديرخم، و داستان آشكار بيعت عمومى مردم با على عليه‏السلام فراموش گردد اما پس از آنكه آب‏ها از آسياب افتاد و پايه‏هاى حكومت آنان تقويت شد، سياست (جعل حديث) را در پيش گرفتند و با استخدام ابوهريره‏ها، هزاران حديث به بازار آمد و براى خود فضائل و كرامات تراشيدند و برخى از آيات را در شأن خود دوباره نازل كردند.
كه اين سياست شيطانى در زمان معاويه به اوج خود رسيده بود و خود ابابكر براى غصب كردن فدك ناشيانه به (جعل حديث) روى آورد و گفت از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود:
اِنَّا مُعاشِرَ الْاَنبياء لا نُوَرِّثُ درهماً و لا ديناراً
(ما گروه پيامبران درهم و دينار به ارث نمى‏گذاريم)
پس فدك نبايد به عنوان ميراث پيامبر در دست فاطمه باشد.
و حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود، اين حديث مخالف قرآن است و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر ضد قرآن خودش كه سخن نمى‏گفت و قرآن مى‏فرمايد:
وَ وَرِثَ سُلَيْمانَ داوُود
حضرت سليمان پيامبر از داوود عليه‏السلام ارث برد (3)
يعنى اول كسى كه پس از وفات رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به سياست جعل حديث روى آورد، ابابكر و سردمداران كودتائى سقيفه بودند.


1ـ شيعه در اسلام ص 11 علامه طباطبائى- و- طبقات ابن‏سعد ج 5 ص 140- و- كنزالعمال ج 5 ص 237.
2ـ الغدير ج 6 ص 260.
3ـ (1-) اختصاص مفيد ص 178
2- كتاب عوالم ج 11 ص 424 و 423 و 602
3- بحارالانوار ج 8 ص 103 (قديم) و ج 28 ص 353 و 303
4- رياحين‏الشريعة ج 2 ص 18
5- بيت‏الاحزان ص 153
6- تفسير عياشى ج 2 ص 287 حديث 49
7- كشف‏الغمة ج 2 ص 487
8- بلاغات النساء ص 12. ابى‏طيفور
9- شرح ابى‏الحديد ج 4 ص 93
10- أعلام النساء ج 3 ص 1208