با تخريب زمينه‏هاى اجتماعى بدست غاصبين آنها احساس خطر جدى كردند و چاره‏ى نهايى را در تهديد و ارعاب ديدند كه در ضمن آن تطميعهايى هم به چشم مى‏خورد. ابوبكر به منبر رفت و مردم را مخاطب قرار داد و گفت:
اى مردم، اين چه گوش فرادادن به هر سخنى است؟ اين آرزوها در زمان پيامبر كجا بود؟! هركس مطلبى شنيده بگويد و هركس شهادت مى‏دهد برخيزد. او همچون روباهى است كه شاهدش دم اوست (1) ملازم هر فتنه‏اى است. اوست همان كه مى‏گويد: «فتنه را بعد از آنكه كهنه شده باز گردانيد». از ضعيفان كمك مى‏گيريد و زنان را به يارى مى‏طلبيد، مانند ام‏طحال كه محبوبترين اهلش نزد او گمراه است (2)
بدانيد كه من اگر بخواهم بگويم مى‏گويم و اگر بگويم افشا مى‏كنم، ولى اگر رهايم كنيد ساكت مى‏مانم.

خطاب تهديدآميز به انصار
سپس رو به انصار كرد و گفت: اى انصار، سخن سفيهان شما به من رسيده است و اين در حالى است كه شما سزاوارترين مردم به حفظ عهد پيامبريد. پيامبر نزد شما آمد و شما او را پناه داديد و يارى كرديد. بدانيد كه من نسبت به كسى كه نزد ما مستحق مجازات نباشد دست و زبان باز نخواهم كرد.

تطميع مردم
ابوبكر در پايان تهديداتش وارد جنبه تطميع مردم شد و براى خريدارى فكر مردم گفت: «بعد از همه‏ى اينها، فردا صبح همه براى گرفتن سهميه‏هاى خود از بيت‏المال بياييد»، و اين آخرين راه مؤثر بود كه براى روز مبادا ذخيره كرده بودند.


1ـ اشاره به يك ضرب‏المثل عربى است. يعنى شاهد او جزئى ازخود اوست.
2ـ اشاره به يك ضرب‏المثل عربى است.