خطابها عليهاالسلام مع أبي‏بكر فقالت عليهاالسلام (1) : سبحان اللَّه! ما كان ابى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله عن كتاب اللَّه صادفا، و لا لاحكامه مخالفا، بل كان يتبع اثره و يقفو (2)سورة. افتجمعون إلى الغدر اعتلالا عليه بالزور؟

و هذا بعد وفاته شبيه بما بغي له من الغوائل في حياته.
خطاب حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليها با ابوبكر لعنت‏اللَّه‏عليه
حضرت فاطمه عليهاالسلام در جواب او فرمود:
سبحان‏اللَّه! هرگز پدرم از كتاب خدا روى گردان نبوده و مخالفت احكام آن را نكرده، بلكه پيروى فرامين او را نموده و از جاى جاى آن متابعت نموده است.
آيا همگى بر سر بى‏وفائى اجتماع كرده‏ايد و عذرتان در اين باره دروغى است كه پرداخته‏ايد. و اين عمل شما بعد از رحلت پيامبر همانند آن غائله‏هايى است كه در زمان حيات او دنبال مى‏كرديد.

 القرآن يصرح بإرث الأنبياء هذا كتاب اللَّه، حكماً عدلاً و ناطقاً فصلاً يقول (عن نبي من أنبيائه) : «يرثنى و يرث من آل‏يعقوب» (1)و يقول: «و ورث سليمان داود(2) فبين عز و جل فيما وزع من الاقساط و شرع من الفرائض والميراث و اباح من حظ الذكران والأناث ما أزاح به علة المبطلين و أزال التظني والشبهات في الغابرين.
كلا بل سولت لكم أنفسكم أمراً، فصبر جميل واللَّه المستعان على ما تصفون. (3)(و هذان نبيان) (4)، و قد علمت (5)ان «النبوة» لا تورث و انما يورث ما دونها. فما لي امنع ارث أبي؟ أأنزل اللَّه في كتابه: «الا فاطمة بنت محمد»؟! فدلنى عليه اقنع به! (6)تصريح قرآن به ارث انبياء اين كتاب خداست كه حاكمى عادل و گوينده‏اى است كه فصل خصومت مى‏كند، درباره‏ى پيامبرى از پيامبران خدا مى‏فرمايد: «فرزندى به من عطا فرما كه از من و از آل‏يعقوب ارث ببرد» (7)و مى‏فرمايد: «و سليمان از داود ارث برد». (8)خداوند عزوجل در قرآن تقسيماتى در ارث قرار داده و حدود واجب ميراث را تعيين كرده و سهم مرد و زن را بيان فرموده است، بطورى كه عذر اهل باطل را باطل كرده و جاى گمانها و شبهات را درباره‏ى مُردگان از بين برده است.
ولى نفستان بر شما حيله كرده و بايد صبر نيكو كرد، و خداوند در مقابل آنچه شما مى‏پردازيد كمك‏كننده است.
اين دو نفر كه در آيه ذكر شده‏اند پيامبرند (9)، و تو مى‏دانى كه مقام نبوت ارث بردنى نيست و ارث بردن در غير مقام نبوت است. پس براى چه از ارث پدرم محروم مى‏شوم؟ آيا خداوند در كتابش آورده كه: «بجز فاطمه دختر محمد»؟ به من نشان بده تا قانع شوم.


  1ـ من هنا إلى قولها عليهاالسلام: «يقول عن نبي من أنبيائه» في «ألف» هكذا: فقالت فاطمه: يا سبحان‏اللَّه ما كان رسول‏اللَّه لكتاب اللَّه مخالفا و لا عن حكمه صادفا، لقد كان يلتقط اثره و يقتفي سيره. افتجمعون إلى الظلامة الشنعاء والغلبة الدهياء اعتلالا بالكذب على رسول‏اللَّه و اضافه الحيف اليه؟! و لا عجب ان كان ذلك منكم و في حياته ما بغيتم له الغوائل و ترقبتم به الدوائر. هذا كتاب اللَّه حكم عدل و قائل فصل عن بعض انبيائه اذ قال يرثنى...، صادفا أي معرضا.
2ـ «ز»: يقتفي.
1ـ سورة مريم: الآية 6.
2ـ سورة النمل: الآية: 16.
3ـ سورة يوسف: الآية 18.
4ـ الزيادة من «ب».
5ـ «ألف»: زعمت.
6ـ «ب»: فتدلنى عليه فاقنع به.
7ـ سوره‏ى مريم: آيه‏ى 6.
8ـ سوره‏ى نمل: آيه‏ى 16.
9ـ اشاره‏ى حضرت به ادعاى ابوبكر است كه انبيا ارث نمى‏برند. با اين دو آيه كه صريحاً ارث گذاشتن دو پيامبر يعنى حضرت داود و حضرت زكريا عليهماالسلام را بيان كرده است بطلان سخن ابوبكر روشن مى‏شود.