اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِكَةِ وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَخُزّانَ الْعِلْمِ وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ وَاُصُولَ الْكَرَمِ وَقادَةَ الاُْمَمِ وَاَوْلِياَّءَ النِّعَمِ وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ وَدَعاَّئِمَ الاَْخْيارِ وَساسَةَ الْعِبادِ وَاَرْكانَ الْبِلادِ وَاَبْوابَ الاْيمانِ وَاُمَناَّءَ الرَّحْمنِ وَسُلالَةَ النَّبِيّينَ وَصَفْوَةَالْمُرْسَلينَ وَعِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ.

سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت و مركز رفت و آمد فرشتگان و جاى فرود آمدن وحى (الهى ) و معدن رحمت (حق ) و گنجينه داران دانش و سرحد نهائى بردبارى و اصول و اساس كرم و بزرگوارى و پيشوايان ملتها و در اختيار دارندگان نعمتها و ريشه و اصول نيكان و استوانه هاى خوبان و زمامداران بندگان و پايه ها و ستونهاى شهرها و بلاد و درهاى ايمان و امينهاى خداى رحمان و نژاد پيمبران و زبده (اولاد) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانيان ، و رحمت خدا و بركاتش نيز بر آنها باد.

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ :

ما هر زیارتی را با سلام آغاز می کنیم .یکی از معانی سلام نام شریف حضرت حق جلَّ و علاست  ، هر چیزی در دنیا با نام حضرت حق  تجلی پیدا می کند وقتی سلام می گویی در حال گرفتن کدی هستی که به فضای خود سلامتی و آرامش ببخشی .

از دیگر معانی سلام امنیت است ، امنیت از آثار منفی  تا زیارت شما از آن پاک باشد .

بهشت را دارالسلام می گویند شاید به این دلیل که در آنجا همه راحتند چون در سلم و سلام و تسلیم به سر می برند و بالاتر از آن تجلی بارزی از حضرت حق در آن وجود دارد .

اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ

اهل کسانی هستند که به چیزی یا کسی نزدیک باشند . وابسته و منسوب به آن چیز لیکن اهل بیت معنای خانواده نزدیک کسی را می دهد

نبی کسی است که از جانب خدا وند مطلع به اموری شده باشد و رسول آن نبی است که مأمور ابلاغ شریعت و مطالب گرفته شده از خدا به مردم است .در اصطلاح قرآنی رسول به هر موجودی که از طرف خدا برای مأموریتی فرستاده شده باشد اطلاق می شود ( انسان و غیر انسان ) اگرچه از اطلاق رسول آنچه به ذهن می آید رسول نبی است . یعنی انسان آگاه شده از جانب خدا و مأمور شده برای هدایت تشریعی انسان .

و این واژه به این معناست که شما اهل آن خانه ای هستید که نبوت در آن خانه سرچشمه گرفته است . شما موضع رسالت هر رسولی هستید که از جانب خداست که رسالتش پیش شما امضاء می گردد و بعد بسیار ظریف می فرماید :

وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِكَةِ

یعنی محل رفت و آمد ملائک هستید . بیت شما و قلب شما آن عرشی از خداست که ملائک برای زیارت و گرفتن دستور می آیند و می  روند و این لفظ کنایه از مداومت در این امر دارد .مختلف یعنی محل آمدو شد پیاپی ، یعنی قلب مطهر شما همان نوری است که باعث آفرینش ملائک می شود

 

در روایتی پیامبر اکرم می فرمایند :

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏57   ص : 268

َ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا

در روایت دیگری می خوانیم :

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏54   

14 139 مِصْبَاحُ الْأَنْوَارِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنِي وَ خَلَقَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ حِينَ لَا سَمَاءٌ مَبْنِيَّةٌ وَ لَا أَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ وَ لَا ظُلْمَةٌ وَ لَا نُورٌ وَ لَا شَمْسٌ وَ لَا قَمَرٌ وَ لَا نَارٌ فَقَالَ الْعَبَّاسُ‏ فَكَيْفَ كَانَ بَدْءُ خَلْقِكُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ يَا عَمِّ لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَنَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَخَلَقَ مِنْهَا نُوراً ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ أُخْرَى فَخَلَقَ مِنْهَا رُوحاً ثُمَّ خَلَطَ النُّورَ بِالرُّوحِ فَخَلَقَنِي وَ خَلَقَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكُنَّا نُسَبِّحُهُ حِينَ لَا تَسْبِيحَ وَ نُقَدِّسُهُ حِينَ لَا تَقْدِيسَ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُنْشِئَ خَلْقَهُ  فَتَقَ نُورِي فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ فَالْعَرْشُ مِنْ نُورِي وَ نُورِي مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ نُورِي أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ أَخِي عَلِيٍّ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلَائِكَةَ فَالْمَلَائِكَةُ مِنْ نُورِ عَلِيٍّ وَ نُورُ عَلِيٍّ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنَتِي فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَالسَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ مِنْ نُورِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ وَ نُورُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ ابْنَتِي فَاطِمَةُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ وَلَدِيَ الْحَسَنِ وَ خَلَقَ مِنْهُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ فَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ مِنْ نُورِ وَلَدِيَ الْحَسَنِ وَ نُورُ الْحَسَنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ الْعِينَ فَالْجَنَّةُ وَ الْحُورُ الْعِينُ مِنْ نُورِ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ وَ نُورُ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ وَلَدِيَ الْحُسَيْنُ أَفْضَلُ مِنْ نُورِ الْجَنَّةِ وَ الْحُورِ الْعِينِ الْخَبَر.

این روایت چنان زیبا ، فصیح و جذّاب است که ترجیح میدهم با ترجمه از زیبایی کلام رسول الله نکاهم  .

پس یا امیرالمومنین نگاه و قلب تو ملک ساز است .

و در جایی می خوانیم که از کارهای ملائک استغفار برای مومنان است .

إرشاد القلوب إلى الصواب    ج‏2    ص : 292

وَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَلَقَ اللَّهُ مِنْ نُورِ وَجْهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَهُ وَ لِمُحِبِّيهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة .

وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ

مهبط یعنی محل هبوط و هبوط به معنای پایین آمدن است یا همان نزول  ووحی آن رشته ارتباط و اتصال هدایتی خدا با خلق است . اینکه اهل بیت مهبط وحی هستند یعنی هر هدایتی که بخواهد در عالم اتفاق بیافتد از طریق آنها انجام می پذیرد . خداوند برای هدایت عالم کانونی قرار داده و این هدایت را جوری طراحی کرده که ابتدا از این کانون گذشته و سپس به سایرین برسد و این عنایت را به امت خاتم فرموده که آن کانون در زمان آنها علنی بشوند و پیامبر و اهل بیتش کانونهای منور این هدایت هستند. ( البته با ید در نظر داشته باشید که منظور از وحی وحی تشریعی نیست چرا که وحی تشریعی بعد از نبوت پیامبر خاتم ( ص) قطع شده است و اگر کسی چنین ادعای کند باطل است .)  


 وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ

معدن به محل استقرار می گویند جایی که چیزی مستقر شود و در اصطلاح به گنجهایی می گویند که در زمین نهفته باشد و هرچه عمیقتر پیش بروی به خالص ترش دست پیدا میکنی .

أمالي الصدوق         307    المجلس الخمسون‏

15 حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ يَا أَبَا بَصِيرٍ نَحْنُ شَجَرَةُ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ النَّبِيِّ وَ فِي دَارِنَا مَهْبِطُ جَبْرَئِيلَ وَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعَادِنُ وَحْيِ اللَّهِ مَنْ تَبِعَنَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنَّا هَلَكَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏

15- امام صادق (ع) فرمود اى ابو بصير مائيم درخت دانش مائيم خاندان پيغمبر، در خانه ما جبرئيل فرود مى‏آمد، ما خزانه‏دار علم خدا، معادن وحى خدائيم هر كه پيرو ما باشد نجات يافته و هر كه از ما تخلف كند هلاك است اين حق بر خداست .

من لا يحضره الفقيه    ج‏4     ص : 376

5821 النَّاسُ مَعَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّة.

 با تو جه به این مطلب می توان به دو نکته ظریف پی برد . یکی اینکه اگر فکر میکنی کسی به دردت نمی خورد او را درست نکاویدی اگر درست استخراجش کنی به ارزشهای وجودی او پی خواهی برد . دوم اینکه از همه انسانها نباید یک انتظار را داشت .یعنی یکی طلاست یکی نقره و هرکدام ارزش خود را دارند .

از اینکه می فرماید ائمه معدن رحمت هستند متوجه می شویم که هرچه بیشتر به آنها نزدیک شویم بیشتر به ارزش آنها پی خواهیم برد پس یعنی وجود آن عزیزان به قدری عمیق است که هرچه بکاویم استخراج کنیم بازهم می توانیم به رگه های ناب تر و با ارزشتری دست پیدا کنیم . این است که انس با اهل بیت خسته کننده و ملال آور نیست چون هرروز به چیز جدیدی می رسیم و این باعث می شود محبت اهل بیت در قلب ما انتها نداشته باشد .

منظور از رحمت رحمت خداوند است که بطور عام شامل تمام موجودات می شود همانطور که می فرماید :  (ورحمتی وسعَت کل شیء ) این نوع رحمت خداوند را رحمت رحمانی می گویند اما نوع دیگر رحمت که شاکران و عارفان به رحمت رحمانی خدارا شامل می شود رحمت رحیمیه است که همان رحمت خاصه حضرت حق است .

خداوند باری تعالی می فرماید:  (ورحمتی وسعَت کل شیء وسأکتبها للذین یتقون  ) اشاره به اهل بیت دارد و تمام کسانی که تقوا داشته باشند . یعنی به میزان تقوایی که کسب می کنند صاحب رحمت و معدن رحمت می شوند و این بزرگترین حسن مکتب شیعه است که انسان را قابل رشد می داند .

نکته  : در زیارت قبور شهدای کربلا  می خوانیم  ( بابی أنت و امی ) و این کلام را ائمه نیز می خواندند یعنی امام معصوم دربرابر حبیب ، زهیر ، مسلم و سایر شهدا این کلام را به زبان می آوردند چرا که آنها دیگر حبیب و زهیر و مسلم نبودند وقتی حلت بفنائک را عرضه کردند وقتی سلمن لمن سالمکم گفتند در حسین حل شدند .یعنی قطره ای بودند که دردریایی وجودی اباعبدالله حل شدند . پس آنها نیز معدن رحمت شدند  ، حق شفاعت پیدا کردند و دعا و استغفارشان مستجاب است .