بررسی اجمالی حجیت اجماع منقول دراصول فقه شیعه
علمای اصول معتقدند «ظن» - که مرحله ی بین یقین(قطع) وشک است - حجیت مطلق ندارد وتنها درمواردی که یقین پیدا کردیم که شارع ، ظن را حجت دانسته می توان مطابق آن عمل نمود. دراین میان فقط «ابن قبه» با حجیت ظن مخالفت نموده است و استدلال اواینست که :«....تعبد به امارات ظنیه تالی فاسد دارد ومحال است شارع ما رابه آنها متعبد کند....».
از مواردی که شارع ،عمل به ظن راجایزدانسته وازحرمت عمل به آن خارج نموده است، اجماع منقول است.توضیح اینکه بطور کلی اجماع به 2 دسته تقسیم میشود:
1.اجماع محصل:اجماعی که خود فقیه ازراه بررسی اقوال وفتاوای مجتهدین یک عصریا همه ی اعصار آنرا بدست آورده است.
2.اجماع منقول:که عبارتست ازاینکه فقیه زحمت جستجو را تحمل کرده و فتاوای همه را بدست آورده وبرای دیگران نقل اجماع می کند.
اجماع منقول نیز دودسته است: الف. منقول به خبرمتواتر؛ یعنی اجماع درنزد جمع کثیری حاصل گشته که به حد تواتر می رسد وهمه ی آنها برای فلان فقیه نقل اجماع می کنند.لذا ظن در اینجا مطرح نیست.
ب.منقول به خبر واحد؛ یعنی اجماع در نزد یک یا چند فقیه حاصل گشته که در حد تواتر نیست وآنها برای مجتهد نقل می کنند.قهرا این قسم گمان آوراست و بحث در این قسم است.
علامه حیدری(ره) درکتاب «اصول استنباط» می فرماید:حجیت اجماع در نزد شیعه به دلیل دخول ووجود معصوم (ع) در بین اجماع کنندگان است. کمااینکه شیخ انصاری (ره) درکتاب «رسايل» می گوید:«...حکایة الاجماع ایضأ حکایَة حکم الصادرعن المعصوم(ع)...» ودرجای دیگر«...فظاهرالحکایة،کونها حکایة للسنة،اعنی حکم الامام...».
علمای اصول برای کشف قول معصوم(ع)از اجماع راههایی را ارایه داده اند،یا به عبارت شیخ انصاری(ره) مستند قول حاکی (ناقل اجماع) ازقول امام(ع) یکی ازامورزیراست:
الف) حس: طریقه ی حس عبارتست ازاینکه شخص حاکی،خودش حکم شرعی رااززبان امام(ع) شنیده ولی در ضمن جماعتی که یقین دارد یکی ازآنها امام بوده ولی امام را نشناخته،علم اجمالی داردوبه همین دلیل ادعای اجماع می کند.
شیخ انصاری(ره) می فرماید :چنین شیوه ای ارزش دارد ولی در زمان غیبت در نهایت درجه ی کمی است :هذا فی غایة القلة.وتنها به درد زمان حضورامام می خورد که البته درهمان زمان نیز چنین چیزی نادراست...پس این طریفه صرف فرض است وواقعیت ندارد.
ب) لطف: متکلمین می گویند: اللطف ما یقرب العبد الی طاعة الله ویبعده عن معصیته وهوواجب علی الله تعالی. وبعد می گویند ارسال رسل وانزال کتب ازمصادیق لطف خدا هستند. شیخ طوسی (ره) وعده ای دیگرمدعی شده اند که تنها راه کشف قول امام (ع) ازطریق اجماع عبارتست از قاعده لطف. یعنی هنگامی که همه ی فقها برامری غیر حق اجماع کردند از باب لطف برامام واجب است که آنان را ارشاد کند ومانع ازاجماع برامر خلاف شود. شیخ انصاری در جواب طرفداران این طریقه می گوید این مبنا نیز فاسداست زیرا آنچه وظیفه ی امام است عبارتست ازبیان احکام وابلاغ آنها ازراههای متعارف و او این کاررا کرده ولی در اثر ظلم ظالم و کوتاهی خود مردم آن بیانات بدست ما نرسیده است .پس امام مقصرنیست تا بگوییم به مقتضای قاعده ی لطف ارشاد امام لازم است .
ج) حدس: طریقه ی حدس عبارتست از اینکه انسان از راه امارات حدس می زند که رأی امام همین رأی مجمعین است .مثلا با اماره ی عدالت و تقوای علمای مجمِع در تمام عصورحدس می زند که آ نان به دلیل همین تقوا و عدالت چیزی که سند قوی ندارد را نقل نمی کنند.
به نظرعلامه حیدری این طریق در حجیت اجماع آسانترین طریق در کشف قول معصوم(ع) است زیرا دین آن علما و شدت ورع و تقوایشان مانع از آن می شودکه بدون دلیل محکم از آیات و روایات فتوا دهند.
نکته ی مهم اینکه اتفاق تنها دریک دوره مفید نیست تا آنرا حجت بدانیم زیرا چه بسا علما دردوره ای برامری اجماع و اتفاق کرده اند ودر دوره های دیگر برخلاف آن.پس در اجماع منقول هنگامی که ثابت شد که ناقل یا حاکی ،فتوا راازجمیع علما درهمه ی عصوربا تتبع در آثارشان نقل کرده است،چنین اجماعی حجت است.اما اگر حاکی اجماع را فقط ازعلمای یک عصر نقل کرده باشد،این اجماع حجت نیست و نباید مطابق آن عمل نمود بلکه شاید بتوان صرفا به عنوان یک اماره ی ظنیه از آن بهره جست.
نوشته شده توسط محسن خیری(ورودی ۸۳ حقوق امام صادق علیه السلام)
برای مطالعه بیشتر ر. ک : 1.فرائد الاصول ، شیخ انصاری
2.شرح رسایل شیخ انصاری
3.اصول استنباط ،علامه حیدری
+ نوشته شده در جمعه ۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲:۱۰ ب.ظ توسط جوان بخت
|